پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قصاید

شمارهٔ ۴۵ - وله

سزد که یزد نوازد به بام گردون کوس

به شکر آنکه رسد موکب امام از طوس

بایمن اندرش از صدق صوت یا سبوح

بایسر اندرش از قدس بانگ یا قدوس

دگر خصایص تسبیح آید از زنار

دگر معانی تکبیر خیزد از ناقوس

کنون مسایل موهوم را نگر معلوم

کنون مشاکل معقول را نگر محسوس

ایا نسیم سحر ای سمند جم تا چند

به گرد خرگه معشوق و عاشقی جاسوس

یکی بپوی و بسوزان مجامر پرویز

یکی بپای و برافشان ذخایر کاووس

چمن ز سبزه بیارای چون پر طوطی

دمن ز لاله بپیرای چون دم طاووس

بپیچ پنجهٔ مهر و بگو که راه بروب

بمال گوش سپهر و بگو که خاک ببوس

بدین نمط چو فزودی بیزد آرایش

ز بندگان امامت بخواه عزّ جلوس

نی این حدیث خطا شد ز من که شخص امام

بس است از پی آرایش بلاد نفوس

فلک به محفل دربان او چو فانوسی است

که هست مشعل خورشید شمع آن فانوس

در این قوافی مجهول تا بود معروف

بود حبیبش مسعود و حاسدش منحوس

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۷ - ولههرآنکه هست چو او سرو نار پستانش
  2. شمارهٔ ۴۸ - ممدوح این قصیده معلوم نیستترکا گه پیمانه است برخیز و به پیمان باش
  3. شمارهٔ ۴۹ - ولهجهان فهرست ایجاد و سطور امصار ایرانش
  4. شمارهٔ ۵۰ - ولهشیفته بر روی سر کاکل چون عنبرش
  5. شمارهٔ ۵۱ - ولهطالع بودت اختر حسن از رخ ساطع
  6. شمارهٔ ۵۲ - ولهاز کنز نهانی‌ست کنون کعبه مشرف
  7. شمارهٔ ۵۳ - ولهتیغ هلال تافت چو شوال را ز کف
  8. شمارهٔ ۵۴ - درتهنیت روز ولادت با سعادت خاتم، محمدمصطفی صلی الله علیه وآلهچو از نهان بعیان زد علم رسول مصدق
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.