پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

اشعار پراکنده

شمارهٔ ۱

غره دولت بود در صورت تیغت عیان

گفتم اینک یک دو حرف از دولت آخر زمان

دی کشیدی زلف در پی کی بود ای سرو ناز

عمر را پایان که بنمودی در او زلف دراز

ادامه‌ی اشعار پراکنده

  1. شمارهٔ ۳چو عفوت بی‌حد افتاده‌ست دریاهاست پنداری
  2. شمارهٔ ۴یارم چو شود به طوف بستان مایل
  3. شمارهٔ ۵زیور خود به مسیح ار دهد آن شوخ ملیح
  4. شمارهٔ ۶چو در ساغر ببیند درد باده
  5. شمارهٔ ۷دی مرغک خامه بهر نامت
  6. شمارهٔ ۸بر دل از رنج طمع بار منه
  7. شمارهٔ ۹هرگه که رسد به فارسی سوق سخن
  8. شمارهٔ ۱۰آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشان
همه‌ی اشعار پراکنده ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.