پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

اشعار پراکنده

شمارهٔ ۴

یارم چو شود به طوف بستان مایل

گل دل بکند ز برگ خود خوار و خجل

بیند رخ او و سر نهد در عقبش

وانگه دهدش خبر ز بی برگی گل

ادامه‌ی اشعار پراکنده

  1. شمارهٔ ۶چو در ساغر ببیند درد باده
  2. شمارهٔ ۷دی مرغک خامه بهر نامت
  3. شمارهٔ ۸بر دل از رنج طمع بار منه
  4. شمارهٔ ۹هرگه که رسد به فارسی سوق سخن
  5. شمارهٔ ۱۰آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشان
  6. شمارهٔ ۱۱شد نهان زابروی تو مه چو هلال اول شب
  7. شمارهٔ ۱۲ابروی تو به صورت ظاهر چو بنگرم
  8. شمارهٔ ۱۳از روی تو بر مصحف چون نور فتد ماها
همه‌ی اشعار پراکنده ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.