پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

مثنویات

شمارهٔ ۱ - یک مثنوی

به نام خدایی که پست و بلند

ز خورشید فضلش بود بهره مند

فرازنده این کهن بارگاه

فروزنده مشعل مهر و ماه

کریمی که از طارم کبریا

چو شد سایه گستر درین تنگنا

ز فر خود آن سایه را مایه داد

لقب شاه عالم پناهش نهاد

جهان را ز صد گونه فرسودگی

در آن سایه بخشید آسودگی

چو منشی عقل آن تمنا کند

که تاریخ اقبالش انشا کند

فلک حل کند بهر عز و شرف

زر مهر در لاجوردی صدف

عطارد کشد خامه افتخار

کشد نقش بر صفحه روزگار

الا تا بود چرخ عالی نهاد

ازان نقش این صفحه خالی مباد

شهی تاجور بر سریر سرور

بماناد پاینده تا نفخ صور

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳ - در صفت عمارت شه است اینبنامیزد چه دلکش منزل است این
  2. شمارهٔ ۴ - این هم صفت عمارت اوستحبذا منزلی چو کاخ بهشت
  3. شمارهٔ ۵ - شد این نوشته به سلطان محمد رومیطاب ریاک ای نسیم شمال
  4. شمارهٔ ۶ - بهر شاه جهان جهان شاه استبده ساقی آن جام گیتی نمای
  5. شمارهٔ ۷ - این مثنوی ست در قناعتجامی اگر یافت درین کشتزار
  6. شمارهٔ ۸ - یک مثنویبسم الله الرحمن الرحیم
همه‌ی مثنویات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.