پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۱۲

هر چند زند لاف کرم مرد درم دوست

دریوزه احسان ز در او نتوان کرد

دیرین مثلی هست که از فضله حیوان

نارنج توان ساخت ولی بو نتوان کرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴مطرب خوش لهجه را حسن ادا باید نخست
  2. شمارهٔ ۱۵پی لقمه و خرقه هر لحظه ای
  3. شمارهٔ ۱۶جامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیست
  4. شمارهٔ ۱۷ساغری می گفت دزدان معانی برده اند
  5. شمارهٔ ۱۸جاهل که لاف فضل زند کاش از نخست
  6. شمارهٔ ۱۹ای خواجه عقل بین که بزرگان شهر ما
  7. شمارهٔ ۲۰مشو با کم از خود مصاحب که عاقل
  8. شمارهٔ ۲۱معنی جمعیت ار خواهی دلا لازم شمار
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.