پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۱۶

جامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیست

خوشوقت مردگان که ته خاک خفته اند

گردی ز رهروان ره صدق مانده بود

آن هم کنون ز ساحت ایام رفته اند

قومی رسیده اند که در کارگاه فضل

هرگز دری به مثقب فکرت نسفته اند

خاری به جان اهل دلی گر خلیده است

چون سبزه گشته خرم و چون گل شکفته اند

خاطر مدار رنجه اگر عیب ها ز تو

هر جا نموده باز و هنرها نهفته اند

از کج چه اعتبار اگر کج نموده اند

بر راست چیست طعنه اگر راست گفته اند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸جاهل که لاف فضل زند کاش از نخست
  2. شمارهٔ ۱۹ای خواجه عقل بین که بزرگان شهر ما
  3. شمارهٔ ۲۰مشو با کم از خود مصاحب که عاقل
  4. شمارهٔ ۲۱معنی جمعیت ار خواهی دلا لازم شمار
  5. شمارهٔ ۲۲هر که ناکس بود در اصل و سرشت
  6. شمارهٔ ۲۳دلا منشین درین ویرانه چون چغد
  7. شمارهٔ ۲۴جامی از قید تعلق چون رهیدی بعد ازین
  8. شمارهٔ ۲۵هیچ سودی نکند تربیت ناقابل
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.