پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۲ - جامی که قوی شکسته حال است

جامی که قوی شکسته حال است

وز دست زمانه پایمال است

چون فال زنان ناخردمند

گرد آورده ست مهره ای چند

باشد نظر خجسته فالی

افتد به چنان شکسته حالی

یارب به مسبحان افلاک

صادق نفسان عالم پاک

کین سبحه که جمله تاب و پیچ است

هر چند که در حساب هیچ است

با اهل صفاش رو به ره دار

وز دست معاندان نگهدار

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۴ - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجاتانما الله اله واحد
  2. بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردنای حیات دل هر زنده دلی
  3. بخش ۶ - تخم درود در زمین معذرت کاشتن و خوشه مغفرت درودن و توشه آخرت برداشتنفرخ آن روز که از مکمن راز
  4. بخش ۷ - چهره شاهد سخن به زیور خطاب آراستن و مهر ختم بر سعادت از خاتم نبوت خواستنای قمر طلعت مکی مطلع
  5. بخش ۸ - در دعای دوام دولت سایه شهریاری که سایه دولت شهریاران به خاک مذلت افتاده اوست و استدعای مزید رفعت تاجداری که تخت رفعت تاجداران به پای خدمت ایستاده اوستچون نی خامه شد انگشت نمای
  6. بخش ۹ - سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاستشب که زد تیرگی مهره گل
  7. بخش ۱۰ - عقد اول در پرده گشایی از گشادگی دل و بیان آنکه در پهلوی راستان به وی توان رسید محروم ماند هر که در پهلوی خویش طلبیدای به پهلوی تو دل در پرده
  8. بخش ۱۱ - حکایت عین القضات همدانی که از همه دانی موی می شکافت هر چند چون موی بر خود تافت تا به صحبت غزالی نشتافت سر رشته این کار نیافتمردم دیده روشن خردان
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.