پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

تحفة‌الاحرار

بخش ۳۷ - حکایت زنده دلی که با مردگان انس گرفته بود و از زندگان فرار می نمود

زنده دلی از صف افسردگان

رفت به همسایگی مردگان

پشت ملامت به عمارات کرد

روی ارادت به مزارات کرد

حرف فنا خواند ز هر لوح خاک

روح بقا جست ز هر روح پاک

گشتی ازین سگ منشان تیز تگ

همچو تگ آهوی وحشی ز سگ

کارشناسی پی تفتیش حال

کرد ازو بر سر راهی سؤال

کین همه از زنده رمیدن چراست

رخت سوی مرده کشیدن چراست

گفت بلندان به مغاک اندراند

پاک نهادان ته خاک اندراند

مرده دلانند به روی زمین

بهر چه با مرده شوم همنشین

همدمی مرده دهد مردگی

صحبت افسرده دل افسردگی

زیر گل آنان که پراکنده اند

گرچه به تن مرده به جان زنده اند

مرده دلی بود مرا پیش ازین

بسته هر چون و چرا پیش ازین

زنده شدم از نظر پاکشان

آب حیاتست مرا خاکشان

جامی ازین مرده دلان گوشه گیر

گوش به خود دار و ز خود توشه گیر

هر چه درین دایره بیرون توست

گام سعایت زده در خون توست

ادامه‌ی تحفة‌الاحرار

  1. بخش ۳۹ - حکایت کشفی که به بال بطان پریدن آغاز نهاد و به یک سخن ناجایگاه از اوج هوا به حضیض خاک افتادبست به صد مهر بر اطراف شط
  2. بخش ۴۰ - مقاله دهم در اشارت به سهر که نشانه هوشیاری و علامت بخت بیداریستای به شکر خواب سحر داده هوش
  3. بخش ۴۱ - حکایت عارف دل بیدار شب زنده دارعارفی از ظلمت شب نور یاب
  4. بخش ۴۲ - مقاله یازدهم در نشان دادن از حال صوفیان که نشان ایشان بی نشانی است و زندگانی ایشان در جان فشانیای ز صفت تیره دلان خم زده
  5. بخش ۴۳ - حکایت صوفیی که در سماع غنای مغنیه خرقه فقر از سر برکشید و از لجه بی آرام بحر حقیقت به ساحت ساحل مجاز آرمیدکعبه روی از سر وجد عظیم
  6. بخش ۴۴ - مقاله دوازدهم در شرح حال علمای از عمل دور و سف های به جهل و جدل مغرورای علم علم برافراخته
  7. بخش ۴۵ - حکایت آن عالم در چاه افتاده که دست به شاگرد خود نداد تا جزای آخرت از دست ندهدعالمی از چاه جهالت برون
  8. بخش ۴۶ - مقاله سیزدهم در مخاطبه سلاطین که اگر بر دیگران می تابند آسمان عدل را چشمه آفتابند و اگر همه گرد خود می گردند طوفان ظلم را گردابای به سرت افسر فرماندهی
همه‌ی تحفة‌الاحرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.