پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

تحفة‌الاحرار

بخش ۲۷ - حکایت تیز بصری حسن بصری رضی الله عنه که نکته حکمت حجاج را در ظلمات ظلم او مشاهده نموده

از حسن آن بصری نافذ بصر

نکته ای آرند عجب مختصر

کز دل غفلت زده گر دم فشاند

آن نفس پاک که حجاج راند

گفت فضولی که نه در بندگی

کش پی آن داد خدا زندگی

ساعتی از عمر به پایان برد

گرچه در آن ملک سلیمان برد

شاید اگر داغ به جانش نهند

مالش محرومی از آنش دهند

پیش وی آید المی جانگداز

سوزد ازان حسرت دور و دراز

همچو حسن هر که بود هوشمند

گوش کند از لب حجاج پند

حکمت نو یافته هر جا بود

گم شده خاطر دانا بود

گرچه بیابد به رهش بی طلب

گیردش از خاک به دست ادب

گوهر گنجینه جان سازدش

در صدف سینه نهان سازدش

جامی اگر خلق تو آمد حسن

از لب هر ظالم حجاج فن

نکته حکمت که رسد گوش کن

ظلم رساننده فراموش کن

ادامه‌ی تحفة‌الاحرار

  1. بخش ۲۹ - حکایت کشیدن پیکان از تیر راست رو کیش ولایت کرم الله تعالی وجهه در وقتی که از کشاکش کمان مجاهده بر نشان مشاهده افتاده بودشیر خدا شاه ولایت علی
  2. بخش ۳۰ - مقاله پنجم در اشارت به روزه رمضان که نوریست کثیرالفیضان هم روح را شمع انجمن افروز است و هم نفس را برق خرمن سوزای ز پی طبل شکم همچو نای
  3. بخش ۳۱ - حکایت زشت رویی که خریدار کور یافته بود و وجه ناسره خود را در پیش وی می ستودخواست یکی کور، زنی زشت روی
  4. بخش ۳۲ - مقاله ششم در اشارت به زکات که سرمایه بالش مال و مالش نفس بخل سگال استای شده زندان درم مشت تو
  5. بخش ۳۳ - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهادهر چه دهی از سر انصاف ده
  6. بخش ۳۴ - مقاله هفتم در اشارت به زیارت بیت الله الحرام که به وادی تگ و پویش در پس هر سنگی سرهنگی سر نهاده و در بوادی جست و جویش در هر بن خاری گرفتاری از پای درافتادهای ز گلت نا زده سر حب دل
  7. بخش ۳۵ - حکایت علی بن موفق قدس سره و مناجات وی با حضرت حق جل و علاپور موفق که به توفیق حق
  8. بخش ۳۶ - مقاله هشتم در اشارت به عزلت مشتمل بر عزت که بی «عین » علم زلت است و بی «زای » زهد علتای چو گلت جیب به چنگ خسان
همه‌ی تحفة‌الاحرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.