پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

ترکیبات

شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان ملکشاه

ای مملکت ببال که عهد شهنشهست

وی سلطنت بناز که سلطان ملک شهست

تا بر زدست سر ز گریبان ملک شاه

دست ستم زدامن انصاف کوتهست

ای آفتاب دولت تابنده باش از آنک

بدخواه جاه تو ز تو چون سایه در چهست

این خیمه معلق گردان سبز پوش

در خدمت تو بسته کمر همچو خرگهست

در حمله تو رایت الله اکبرست

بر رایت تو آیت الله اکبرست

ای بر میان چرخ کمر از وفای تو

وی بر زبان خلق دعا و ثنای تو

قائم صلاح دولت و دین در حسام تو

بسته بقای عالم جان در بقای تو

آراستست خطبه بفرخنده نام تو

و افروخته‌ست سکه بفروبهای تو

انصاف نوبهار ز تأثیر عدل تست

تأثیر آفتاب زتابنده رای تو

گردون ز روشنان کواکب همیکند

چتر شب سیاه مرصع برای تو

این نوبهار خرم و نوروز دلگشای

فرخنده باد بر تو و بر ما لقای تو

در حمله تو رایت الله اکبرست

بر رایت تو آیت الله اکبرست

شاها خدای عزوجل یاور تو باد

توفیق رهنما و خرد رهبر تو باد

انصاف خدای عزوجل یاور تو باد

توفیق رهنما و خرد رهبر تو باد

انصاف همعنانت و توفیق همرکاب

اقبال همنشین و ظفر همبر تو باد

گردون مسخر تو و شاهان غلام تو

ایام زیر دست و فلک چاکر تو باد

بوسه گه ملوک شدست آستان تو

سجده گه ملایک خاک در تو باد

خورشید اگر چه نیست مرصع چو تاج تو

تا این شرف بیابد تاج سر تو باد

بادی تو در پناه خداوند ذوالجلال

و اسلام در پناه سر خنجر تو باد

در حمله تو رایت الله اکبرست

بر رایت تو آیت الله اکبرست

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۶ - در مدح صدر والاقدرباز این چه عربده است که با ماهمی کنی
  2. شمارهٔ ۷ - در شکایت از روزگاربازم ز دور چرخ جگر خون همی شود
  3. شمارهٔ ۸ - در مدح رکن الدین مسعودعشق چون دل سوی جانان میکشد
  4. شمارهٔ ۹ - در مدح رکن الدینتا همی بر گل نقاب از خط مشکین آورد
  5. شمارهٔ ۱۰ - در مدح سلطان ملکشاه سلجوقییارب این خوش نفس باد صباست
  6. شمارهٔ ۱۱ - در مدح رکن الدینباد بهشتست یا نسیم بهارست
  7. شمارهٔ ۱۲ - در مدیحالمنة لله تبارک و تعالی
  8. شمارهٔ ۱۳ - در مدیحای به هر مدح سزا مسند تو
همه‌ی ترکیبات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.