پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۳۶ - در مدح رکن الدین صاعد و توصیف قلم

ای سعد فلک ترا مساعد

اعدای ترا فلکه معاند

ای آنکه طراز دوش گردون

رکن الدین بوالعلاست صاعد

فهرست معالی و معانی

مجموع فضائل و محامد

راسخ بتو عقل را قوایم

محکم بتو شرع را قواعد

ذات تو منزه از معایب

طبع تو مسلم از مکاید

اخلاق تو نزهت خلایق

عادات تو نسخت عواید

افراشته بهر منصب تو

برذروه نه فلک وساید

زانو زده عقل پیش رایت

واندوخته زو بسی فواید

پیدا شده لشگر طمع را

در صحن جبین تو مصاید

درعهد تو با شمول عدلت

آواز تظلم از اوابد

بردعوی عصمت جنابت

صد گونه دلایل و شواهد

در حق تو از طریق انصاف

گویند مخالف و مساعد

عیسی است زعهد مهد حاکم

یحیی است زبدو کار زاهد

از نعمت تست و منت تو

در گردن آسمان قلاید

تو نایب مصطفائی و هست

برحب تو مشتمل عقاید

ناخواسته جود تو ببخشد

زان نیست براو سؤال وارد

کلک تو چه لعبتی است یارب

پران چو بسر دونده قاصد

از روم و شاقکی است چابک

کولشگرزنگ راست قائد

ماننده راهبیست رخ زرد

در پیش انامل تو ساجد

زنار بریده و گزیده

ترتیب منابر و مساجد

بر تخته عاج و صفحه سیم

رقاص کنیزکی است شاهد

در رقص زگردن معانی

بگسسته قلاید فراید

آبستن صد هزار خاتون

ابکار کواعب نواهد

او شیر ززنگیان مکیدست

چون زایداز و چنین خراید؟

زوبازوی دین قویست تاهست

زانگشت توأش سوار ساعد

ای رحمت محض در مضایق

وی عدت خلق در شداید

از حصر خصایل شریفت

عاجز گردد بنان عاقد

عدل تو برد بحسن تدبیر

از طبع ستم خیال فاسد

ازتست رواج فضل ورنی

بازار علوم بود کاسد

هر روز قوی ترست جاهت

تاکور شود دو چشم حاسد

هرچ از هنر ست جمله داری

اکنون تو و جاه و عمر خالد

مفزای برین هنر که نقص است

انگشت ششم چو گشت زاید

گفتیم بدولت تو مدحی

کان زیبد زینت قصاید

مدحی که کرام کاتبینش

از فخر نهند در جراید

باآصف طبع من درین مدح

عفریت سخن نگشت مارد

مستأنس گشت گاه مدحت

با طبع معانی شوارد

بر پاکی این سخن همانا

انکار نکرد هیچ ناقد

سحر ست سخن بدین لطافت

با قافیه گران بارد

عیبی دارد که خانه زادست

نادیده مهامه و فدافد

تا واحد از عدد نگیرند

تا اصل عدد نهند واحد

نعل سم مرکب تو بادا

در اوج مدارج و مصاعد

بی نایب تو مباد در شرع

افراشته کوشه مساند

تازه بتو ذکر معن وحاتم

زنده بتو نام جد و والد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۸ - در مدح صدر اجل شرف الدین علیجانم از جام می شکر یابد
  2. شمارهٔ ۳۹ - گویا مدح مجیرالدین بیلقانی باشد بعد از ذمایکه موج سینه تو غوطه دریا دهد
  3. شمارهٔ ۴۰ - در مدح قوام الدینباز خورشید قصد بالا کرد
  4. شمارهٔ ۴۱ - در مدیح رکن الدینبهار امسال خوش‌تر می‌نماید
  5. شمارهٔ ۴۲ - قصیدههمه میامن این روزگار میمون باد
  6. شمارهٔ ۴۳ - در مدح بدرالین عمررخ خوب تو ناموس قمر برد
  7. شمارهٔ ۴۴ - درمدح امام اجل عزالاسلام معین الدین حسینباز خورشید چرخ رخشان شد
  8. شمارهٔ ۴۵ - در مدح معین الدین حسین هنگام ادای حجشیرمردان چو عزم کار کنند
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.