پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۱۲۲ - ولله در قائله

زهی وفای تو مانند نقش بر ناخن

فکنده دست جفای تو بر جگر ناخن

زخار خار غمت نیست بس عجب که بود

جوارحی که مرا هست سر بسر ناخن

ز درد فرقت تو بیخبر چنانم من

که باشد از الم گوشت بیخبر ناخن

نهیب غمزه جادو فریب تو گه سحر

هزار شعبده دارد بزیر هر ناخن

دراز کرده بآهنگ جان ببین انگشت

خضاب کرده بخون جگر نگر ناخن

وفا زوی طمع آنکس کند که پیوسته

امید رستن مو داشتست بر ناخن

بگفتمش که بچین ناخن جفا گفتا

برون ز مصلحتی نیست آنقدر ناخن

پی خراشش امعای خصم صاحب را

دراز کردم ازینسان چو نیشتر ناخن

خدیو مملکت عدل و داد شمس الدین

که دست رایش زد بر رخ قمر ناخن

خدایگان جهان صاحب زمان کامد

کف جوادش دریا در و گهر ناخن

ز بهر آنکه تشبه کند باو هر مه

هلال حسیدش از آسمان در ناخن

برای بندگی کلک او مگر بسته

بشرط خدمت چون بندگان کمر ناخن

بزخمه تارگ جان عدوزند بنمود

زنیش در رگ او فعل نیشتر ناخن

زدست بر سر ازینسان کی آمدی هرگز

اگر بخصم تو ننمودی آن هنر ناخن

هوای دولت تو دارد آنمزاج بطبع

که گر بخواهد رویاند از شجر ناخن

اساس مملکت تو قضا چنان افکند

که اندرو نتواند زدن قدر ناخن

هر آن بنان که بیان مدیح تو نکند

زمانه نی شکند هر زمانش در ناخن

خدایگانا هر چند میتوان بستن

درین قصیده بتأویل صد دیگر ناخن

ولیک چون سر دشمن بریده اولیتر

ازانکه خوش نبود زین دراز تر ناخن

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲۴ - در نکوهش روزگاربنگرید این چرخ و استیلای او
  2. شمارهٔ ۱۲۵ - قصیدهزهی ملک و دین از تو رونق گرفته
  3. شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهای ردای شب نقاب صبح صادق ساخته
  4. شمارهٔ ۱۲۷ - در وصف قاضی القضاة رکن الدینای غم تو چون سویدا جای در دل یافته
  5. شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح صدر سعید ابوالفتوح قوام الدینای جهان از تو معطر گشته
  6. شمارهٔ ۱۲۹ - قصیدهدارم زعشق روی تو پیوسته ترمژه
  7. شمارهٔ ۱۳۰ - قصیدهای چشم چرخ چون تو ندیده هنرنمای
  8. شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح قوام الدین صاعدآن زلف نگر بدان پریشانی
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.