پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

مفردات

شمارهٔ ۱۰

حقّا که عجب بی سر و پای است فلان

کاو بر سر و پای خویش جل می پوشد

ادامه‌ی مفردات

  1. شمارهٔ ۱۲حافظ ما به عقل و خوش‌خوانی
  2. شمارهٔ ۱۳ - خمرای خواجه خطیر مغز خر خوردی تو
  3. شمارهٔ ۱۴شیر بی‌زور و میر بی‌لشکر
  4. شمارهٔ ۱۵گفتم که چو دریاست گهرپرور میر
  5. شمارهٔ ۱۶بر رخ حور نظر غایتِ کوته نظری ست
  6. شمارهٔ ۱۷سحر کردی مگر تو خواجه بشیر
  7. شمارهٔ ۱۸یک خنده فدای عالمی کن
  8. شمارهٔ ۱۹به قصد خون من آن غمزه مست
همه‌ی مفردات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.