پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

مفردات

شمارهٔ ۱۵

گفتم که چو دریاست گهرپرور میر

شک نیست که دریاست ولی خس پرور

ادامه‌ی مفردات

  1. شمارهٔ ۱۷سحر کردی مگر تو خواجه بشیر
  2. شمارهٔ ۱۸یک خنده فدای عالمی کن
  3. شمارهٔ ۱۹به قصد خون من آن غمزه مست
  4. شمارهٔ ۲۰ - دولتزان دوایی که نیست انجامش
  5. شمارهٔ ۲۱بابای ترا دو نیمه کن وان گاهی
  6. شمارهٔ ۲۲چشمه آب از میانه نیل
  7. شمارهٔ ۲۳دیروز نداستم و بتوانستم
  8. شمارهٔ ۲۴عمری ست که ما به بوی درمان
همه‌ی مفردات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.