پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۷۶ - پاسخ آتبین

بدو آتبین گفت کای تند مرد

زبان تو مغز مرا بنده کرد

بدان گه که بابت بیفگند خوار

به بیشه درون زار و بیچاره‌وار

اگر من تو را اندر آن تیره خاک

رها کردمی، گشته بودی هلاک

نه امروز بودی تو او را پسر

نه باب تو را نیز نام پدر

تو نیواسب را ز آن بکشتی درست

که او مر تو را خواست کشتن نخست

به من بر سپاسی نباید نهاد

درِ داد بر خود بباید گشاد

اگر تو مر او نکشتی به جنگ

ندادی تو را او زمانی درنگ

گرامی پسر با تو همشیره بود

ز دل دوستی بر تو بر خیره بود

بیامد چنانچون برادر پَسَت

نکوهش کند زین همی هرکست

مر او را به بیهوده کردی تباه

به تو بازگردد ز هر سو گناه

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۷۸ - آهنگ جنگبدو آتبین گفت دادی تو داد
  2. بخش ۷۹ - جنگ آتبین و کوش و پیروزی آتبینبگفت این و شد تا به نزدیک کوش
  3. بخش ۸۰ - گریختن کوشگریزان شد از بیم جان زی سپاه
  4. بخش ۸۱ - آمدن سپاه از چین و تدبیر آتبینستاره چو گشت از هوا ناپدید
  5. بخش ۸۲ - جنگ در کوه و پیروزی آتبینچو هور از بر کوه زیور نهاد
  6. بخش ۸۳ - پرسش آتبین از کاروانیان دربارهٔ ماچینیکی روز، بس کاروانی شگرف
  7. بخش ۸۴ - نامهٔ آتبین به نزدیک بهک، شاه ماچیندبیر خردمند را پیش خواند
  8. بخش ۸۵ - نامهٔ بهک شاه ماچین به نزدیک آتبین و پاسخ ویبفرمود تا پیشش آمد دبیر
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.