پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۸۰ - گریختن کوش

گریزان شد از بیم جان زی سپاه

همی تاخت او تا برِ اسب شاه

سپاهش دگر باره بشتافتند

مر او را چنان خسته دریافتند

بر اسبش نشاندند بردند تیز

چنان لشکری ز آتبین در گریز

ببستند پس خستگی‌هاش سخت

بدو هر کسی گفت کای نیکبخت

ز تو کار دشمن به جایی رسید

که گر مرغ گردد نشاید پرید

گرفتار در زیر کوهی بلند

همی هر زمان بیم جان و گزند

به جانت چرا کرد باید خطر

بمان تا بیاید سپاه پدر

چو لشکر بیاید به یک کارزار

برآریم از این ناسپاسان دمار

چو جان را همی کوشد این بدگهر

تو در کار او رنج چندین مبر

همان شب شود کار ایشان پدید

که لشکر ز چین سوی خسرو رسید

نماند یکی زنده ز ایران‌ سپاه

به فرّ تو پیدا شود کام شاه

وز آن روی چون آتبین گشت باز

در اندیشه بود آن شب دیرباز

وز این روی شد کوش پیش پدر

ز ناورد کرد آگهش در به در

دژم گشت و گفت آتبین جادو است

ز پاکی و پرمایگی یک سو است

نبایست با او نبرد آزمود

کز او بهر ما نیست جز تیره دود

بمان تا فراز آید از چین سپاه

چو آید، شود کار دشمن تباه

شب آمد پراگنده گشتند و کوش

بخفت و برآسود و آمد به هوش

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۸۲ - جنگ در کوه و پیروزی آتبینچو هور از بر کوه زیور نهاد
  2. بخش ۸۳ - پرسش آتبین از کاروانیان دربارهٔ ماچینیکی روز، بس کاروانی شگرف
  3. بخش ۸۴ - نامهٔ آتبین به نزدیک بهک، شاه ماچیندبیر خردمند را پیش خواند
  4. بخش ۸۵ - نامهٔ بهک شاه ماچین به نزدیک آتبین و پاسخ ویبفرمود تا پیشش آمد دبیر
  5. بخش ۸۶ - رای زدن به‌مرد با شاه چینیکی روز به‌مرد دستور گفت
  6. بخش ۸۷ - بازگشت شاه چین و رفتن آتبین به نزد طیهوربدانست سالار چین کان سخُن
  7. بخش ۸۸ - پیام طیهور به آتبینچو آگه شد از نامهٔ آتبین
  8. بخش ۸۹ - دیدار آتبین و طیهورز دریا چو بر خشک شد شهریار
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.