پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۱۱ - بیماری ضحاک و رُستن دو مار از دوش او

شنیدم که ضحّاک چندان بخورد

که آمد سر هر دو کتفش به درد

همی درد خرچنگ خواندش پزشک

یکی سرد بیماری سرد و خشک

به دانش چو نامش به تازی کنی

به تازی اگر سرفرازی کنی

................................

................................

شکیبا نبودی ز گوشت شکار

برآمد سر کتف او چون دو مار

چو چندی برآمدش فریاد کرد

از او خون دردانه آغاز کرد

پزشکان هشیار دل را بخواند

همه کس ز درمان او خیره ماند

ز بابل گروهی ز جادوفشان

بشد پیش آن خسرو سرکشان

نیاورد درمان او کس به جای

وز آن درد شاه اندر آمد ز پای

ره خواب بر دیدگانش ببست

نه خورد و نه خفت و نه شادان نشست

پزشکان جادوی دست‌آزمای

بماندند خیره ز کار خدای

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۱۳ - غارت کردن دیهیم سرزمین بهک راوز آن سوی دیهیم لشکر براند
  2. بخش ۱۱۴ - نامه کردن بهک به طیهور و آتبینچو دید آن که کردند ماچین تباه
  3. بخش ۱۱۵ - آماده شدن آتبین برای جنگچو بر خواند نامه بدو ترجمان
  4. بخش ۱۱۶ - گذشتن آتبین از دریا در شب و شکست دادن چینیانوز آن روی بر آتبین با سپاه
  5. بخش ۱۱۷ - نامهٔ آتبین به شاه طیهورنویسنده را نامه فرمود و گفت
  6. بخش ۱۱۸ - لشکرکشی آتبین به چین و گرفتن شهر خمدانچو کشتی روان شد، سپه برکشید
  7. بخش ۱۱۹ - نامهٔ نوشان به کوشچو نوشان بدید آن که سخت است کار
  8. بخش ۱۲۰ - قحط در شهر خمدان و به تنگ آمدن مردمهمی آتبین داشت خمدان حصار
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.