پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۰۶ - کوش پیل‌دندان، نوشانِ به‌مرد را به وزارت برمی‌گزیند

به چین اندرون کوش سر برفراخت

همه کارها را به آیین بساخت

یکی نیکدل بود با نام و کام

که نوشانِ به‌مرد بودیش نام

ز به‌مرد دستور کوش مهین

نیامد پسر داشتی جز همین

چو هر دو پدر را جهان دور کرد

پسر مر پسر را به دستور کرد

به نوشان چنین گفت کز ناگزیر

به درگاه شاه جهان راه گیر

ز من نامه‌ای بر به شاه جهان

به پیش آشکارا و رازش نهان

نگه کن که با ما چه دارد به دل

نباید که گردم به رویش خجل

ببوسید نوشان به پیشش زمین

منم گفت فرمانبر شاه چین

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۰۸ - پاسخ کوش پیل‌دندان از ضحّاکچو شد روی گیتی به رنگ زریر
  2. بخش ۱۰۹ - فرستادن دیهیم و پیام کوش به بهکچو پیغام بشنید و نامه بخواند
  3. بخش ۱۱۰ - رفتن کوش پیل‌دندان به نزدیک ضحاکچو لشکر برفت و برآراست کار
  4. بخش ۱۱۱ - بیماری ضحاک و رُستن دو مار از دوش اوشنیدم که ضحّاک چندان بخورد
  5. بخش ۱۱۲ - درمان کردن پزشک هندی ضحاک ماردوش رایکی مرد هندی ز درگاه شاه
  6. بخش ۱۱۳ - غارت کردن دیهیم سرزمین بهک راوز آن سوی دیهیم لشکر براند
  7. بخش ۱۱۴ - نامه کردن بهک به طیهور و آتبینچو دید آن که کردند ماچین تباه
  8. بخش ۱۱۵ - آماده شدن آتبین برای جنگچو بر خواند نامه بدو ترجمان
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.