پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۱۸ - دوام ما ز سوز ناتمام است

دوام ما ز سوز ناتمام است

چو ماهی جز تپش بر ما حرام است

مجو ساحل که در آغوش ساحل

تپید یک دم و مرگ دوام است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۲۰ - حکیمان گرچه صد پیکر شکستندحکیمان گرچه صد پیکر شکستند
  2. بخش ۱۲۱ - جهانها روید از مشت گل منجهانها روید از مشت گل من
  3. بخش ۱۲۲ - هزاران سال با فطرت نشستمهزاران سال با فطرت نشستم
  4. بخش ۱۲۳ - به پهنای ازل پر می گشودمبه پهنای ازل پر می گشودم
  5. بخش ۱۲۴ - درونم جلوهٔ افکار این چیست؟درونم جلوهٔ افکار این چیست؟
  6. بخش ۱۲۵ - بخود نازم گدای بی نیازمبخود نازم گدای بی نیازم
  7. بخش ۱۲۶ - اگر آگاهی از کیف و کم خویشاگر آگاهی از کیف و کم خویش
  8. بخش ۱۲۷ - چه غم داری ، حیات دل ز دم نیستچه غم داری ، حیات دل ز دم نیست
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.