پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۲۷ - چه غم داری ، حیات دل ز دم نیست

چه غم داری ، حیات دل ز دم نیست

که دل در حلقه بود و عدم نیست

مخور ای کم نظر اندیشهٔ مرگ

اگر دم رفت دل باقی است غم نیست

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۲۹ - ز من گو صوفیان با صفا راز من گو صوفیان با صفا را
  2. بخش ۱۳۰ - چو نرگس این چمن نادیده مگذرچو نرگس این چمن نادیده مگذر
  3. بخش ۱۳۱ - تراشیدم صنم بر صورت خویشتراشیدم صنم بر صورت خویش
  4. بخش ۱۳۲ - به شبنم غنچهٔ نورسته می گفتبه شبنم غنچهٔ نورسته می گفت
  5. بخش ۱۳۳ - زمین را رازدان آسمان گیرزمین را رازدان آسمان گیر
  6. بخش ۱۳۴ - ضمیر کن فکان غیر از تو کس نیستضمیر ین فکان غیر از تو کس نیست
  7. بخش ۱۳۵ - زمین خاک در میخانهٔ مازمین خاک در میخانهٔ ما
  8. بخش ۱۳۶ - سکندر رفت و شمشیر و علم رفتسکندر رفت و شمشیر و علم رفت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.