پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۱۴ - گل رعنا چو من در مشکلی هست

گل رعنا چو من در مشکلی هست

گرفتار طلسم محفلی هست

زبان برگ او گویا نکردند

ولی در سینهٔ چاکش دلی هست

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۱۶ - جهان یک نغمه زار آرزوئیجهان یک نغمه زار آرزوئی
  2. بخش ۱۱۷ - دل من بی قرار آرزوئیدل من بی قرار آرزوئی
  3. بخش ۱۱۸ - دوام ما ز سوز ناتمام استدوام ما ز سوز ناتمام است
  4. بخش ۱۱۹ - مرنج از برهمن ای واعظ شهرمرنج از برهمن ای واعظ شهر
  5. بخش ۱۲۰ - حکیمان گرچه صد پیکر شکستندحکیمان گرچه صد پیکر شکستند
  6. بخش ۱۲۱ - جهانها روید از مشت گل منجهانها روید از مشت گل من
  7. بخش ۱۲۲ - هزاران سال با فطرت نشستمهزاران سال با فطرت نشستم
  8. بخش ۱۲۳ - به پهنای ازل پر می گشودمبه پهنای ازل پر می گشودم
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.