پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پس چه باید کرد؟

بخش ۵ - حکمت فرعونی

حکمت ارباب دین کردم عیان

حکمت ارباب کین را هم بدان

حکمت ارباب کین مکر است و فن

مکر و فن تخریب جان ، تعمیر تن

حکمتی از بند دین آزاده ئی

از مقام شوق دور افتاده ئی

مکتب از تدبیر او گیرد نظام

تا بکام خواجه اندیشد غلام

شیخ ملت با حدیث دلنشین

بر مراد او کند تجدید دین

از دم او وحدت قومی دو نیم

کس حریفش نیست جز چوب کلیم

وای قومی کشتهٔ تدبیر غیر

کار او تخریب خود تعمیر غیر

می شود در علم و فن صاحب نظر

از وجود خود نگردد با خبر

نقش حق را از نگین خود سترد

در ضمیرش آرزوها زاد و مرد

بی نصیب آمد ز اولاد غیور

جان بتن چون مرده ئی در خاک گور

از حیا بیگانه پیران کهن

نوجوانان چون زنان مشغول تن

در دل شان آرزوها بی ثبات

مرده زایند از بطون امهات

دختران او بزلف خود اسیر

شوخ چشم و خود نما و خرده گیر

ساخته پرداخته دل باخته

ابروان مثل دو تیغ آخته

ساعد سیمین شان عیش نظر

سینهٔ ماهی بموج اندر نگر

ملتی خاکستر او بی شرر

صبح او از شام او تاریکتر

هر زمان اندر تلاش ساز و برگ

کار او فکر معاش و ترس مرگ

منعمان او بخیل و عیش دوست

غافل از مغزاند و اندر بند پوست

قوت فرمانروا معبود او

در زیان دین و ایمان سود او

از حد امروز خود بیرون نجست

روزگارش نقش یک فردا نبست

از نیاکان دفتری اندر بغل

الامان از گفته های بی عمل

دین او عهد وفا بستن بغیر

یعنی از خشت حرم تعمیر دیر

آه قومی دل ز حق پرداخته

مرد و مرگ خویش را نشناخته

ادامه‌ی پس چه باید کرد؟

  1. بخش ۷ - فقرچیست فقر ای بندگان آب و گل
  2. بخش ۸ - مرد حرمردِ حُر، محکم ز وِردِ «لاتَخَف»
  3. بخش ۹ - در اسرار شریعتنکته ها از پیر روم آموختم
  4. بخش ۱۰ - اشکی چند بر افتراق هندیانای هماله ! ای اطک ، ای رود گنگ
  5. بخش ۱۱ - سیاسیات حاضرهمی کند بند غلامان سخت تر
  6. بخش ۱۲ - حرفی چند با امت عربیهای در و دشت تو باقی تا ابد
  7. بخش ۱۳ - پس چه باید کرد ای اقوام شرقآدمیت زار نالید از فرنگ
  8. بخش ۱۴ - در حضور رسالت مآب شب سه اپریل م که در دارالاقبال بهوپال بودم سید احمد خانرا در خواب دیدم فرمودند که از علالت خویش در حضور رسالت مآب عرض کنای تو ما بیچارگان را ساز و برگ
همه‌ی پس چه باید کرد؟ ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.