پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۹۹ - گهی افتم گهی مستانه خیزم

گهی افتم گهی مستانه خیزم

چو خون بی تیغ و شمشیری بریزم

نگاه التفاتی بر سر بام

که من با عصر خویش اندر ستیزم

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۰۱ - پریدم در فضای دلپذیرشپریدم در فضای دلپذیرش
  2. بخش ۱۰۲ - به آن رازی که گفتم پی نبردندبه آن رازی که گفتم پی نبردند
  3. بخش ۱۰۳ - نه شعر است اینکه بر وی دل نهادمنه شعر است اینکه بر وی دل نهادم
  4. بخش ۱۰۴ - تو گفتی از حیات جاودان گویتو گفتی از حیات جاودان گوی
  5. بخش ۱۰۵ - رخم از درد پنهان زعفرانیرخم از درد پنهان زعفرانی
  6. بخش ۱۰۶ - زبان ما غریبان از نگاهیستزبان ما غریبان از نگاهیست
  7. بخش ۱۰۷ - خودی دادم ز خود نامحرمی راخودی دادم ز خود نامحرمی را
  8. بخش ۱۰۸ - درون ما بجز دود نفس نیستدرون ما به جز دود نفس نیست
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.