پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۱۰۲ - به آن رازی که گفتم پی نبردند

به آن رازی که گفتم پی نبردند

ز شاخ نخل من خرما نخوردند

من ای میر امم داد از تو خواهم

مرا یاران غزلخوانی شمردند

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۰۴ - تو گفتی از حیات جاودان گویتو گفتی از حیات جاودان گوی
  2. بخش ۱۰۵ - رخم از درد پنهان زعفرانیرخم از درد پنهان زعفرانی
  3. بخش ۱۰۶ - زبان ما غریبان از نگاهیستزبان ما غریبان از نگاهیست
  4. بخش ۱۰۷ - خودی دادم ز خود نامحرمی راخودی دادم ز خود نامحرمی را
  5. بخش ۱۰۸ - درون ما بجز دود نفس نیستدرون ما به جز دود نفس نیست
  6. بخش ۱۰۹ - غریبی دردمندی نی نوازیغریبی دردمندی نی نوازی
  7. بخش ۱۱۰ - نم و رنگ از دم بادی نجویمنم و رنگ از دم بادی نجویم
  8. بخش ۱۱۱ - در آن دریا که او را ساحلی نیستدر آن دریا که او را ساحلی نیست
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.