پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۷ - ز محکومی مسلمان خودفروش است

ز محکومی مسلمان خودفروش است

گرفتارِ طلسمِ چشم و گوش است

ز محکومی رگان در تن، چنان سست

که ما را شرع و آیین، بارِ دوش است

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۹ - تو می‌دانی حیات جاودان چیست؟تو می‌دانی حیاتِ جاودان چیست؟
  2. بخش ۴۰ - به پایان چون رسد این عالم پیربه پایان چون رسد این عالَمِ پیر
  3. بخش ۴۱ - بدن وامانده و جانم در تک و پوستبدن وامانده و جانم در تک و پوست
  4. بخش ۴۲ - الا یا خیمگی خیمه فروهل«الا یا خیمگی خیمه فروهل
  5. بخش ۴۳ - نگاهی داشتم بر جوهر دلنگاهی داشتم بر جوهر دل
  6. بخش ۴۴ - ندانم دل شهید جلوه کیستندانم دل شهید جلوه کیست
  7. بخش ۴۵ - مپرس از کاروان جلوه مستانمپرس از کاروان جلوه مستان
  8. بخش ۴۶ - به این پیری ره یثرب گرفتمبه این پیری ره یثرب گرفتم
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.