پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳ - دل من، در گشاد چون و چند است

دلِ من، در گُشادِ چون و چند است

نگاهش، از مه و پروین بلند است

بده ویرانه‌ای در دوزخ، او را

که این کافر، بسی، خلوت‌پسند است

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۵ - جهان از خود برون‌آوردهٔ کیست؟جهان از خود برون آوردهٔ کیست؟
  2. بخش ۶ - دل بی‌قید من در پیچ و تابی‌ستدلِ بی‌قیدِ من، در پیچ و تابی‌ست
  3. بخش ۷ - صبنت الکاس عنا ام عمروصبنت الکاس عنا ام عمرو
  4. بخش ۸ - به خود پیچیدگان در دل اسیرندبه خود پیچیدگان در دل اسیرند
  5. بخش ۹ - روم راهی که او را منزلی نیسترَوَم راهی که او را مَنْزِلی نیست
  6. بخش ۱۰ - می من از تنک‌جامان نگه دارمیِ من از تُنُک‌جامان نگه دار
  7. بخش ۱۱ - تو را این کشمکش اندر طلب نیستتو را این کشمکش اندر طلب نیست
  8. بخش ۱۲ - ز من هنگامه‌ای وه این جهان راز من هنگامه‌ای وه این جهان را
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.