پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۱۲ - ز من هنگامه‌ای وه این جهان را

ز من هنگامه‌ای وه این جهان را

دگرگون کن زمین و آسمان را

ز خاکِ ما دگر آدم برانگیز

بِکُش این بندهٔ سود و زیان را

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۴ - غلامم جز رضای تو نجویمغلامم، جز رضای تو نجویم
  2. بخش ۱۵ - دلی در سینه دارم بی‌سروریدلی در سینه دارم بی‌سروری
  3. بخش ۱۶ - چه گویم قصهٔ دین و وطن راچه گویم قصهٔ دین و وطن را
  4. بخش ۱۷ - مسلمانی که در بند فرنگ استمسلمانی که در بندِ فرنگ است
  5. بخش ۱۸ - نخواهم این جهان و آن جهان رانخواهم این جهان و آن جهان را
  6. بخش ۱۹ - چه می‌خواهی از این مرد تن‌آسایچه می‌خواهی از این مرد تن‌آسای؟
  7. بخش ۲۰ - به آن قوم از تو می‌خواهم گشادیبه آن قوم از تو می‌خواهم گشادی
  8. بخش ۲۱ - نگاه تو عتاب‌آلود تا چند؟نگاهِ تو، عتاب‌آلود تا چند؟
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.