پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۱۶ - چه گویم قصهٔ دین و وطن را

چه گویم قصهٔ دین و وطن را

که نتوان فاش گفتن این سخن را

مرنج از من که از بی‌مهری تو

بنا کردم همان دیرِ کهن را

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۸ - نخواهم این جهان و آن جهان رانخواهم این جهان و آن جهان را
  2. بخش ۱۹ - چه می‌خواهی از این مرد تن‌آسایچه می‌خواهی از این مرد تن‌آسای؟
  3. بخش ۲۰ - به آن قوم از تو می‌خواهم گشادیبه آن قوم از تو می‌خواهم گشادی
  4. بخش ۲۱ - نگاه تو عتاب‌آلود تا چند؟نگاهِ تو، عتاب‌آلود تا چند؟
  5. بخش ۲۲ - سرود رفته باز آید که ناید؟سرود رفته باز آید که ناید؟
  6. بخش ۲۳ - اگر می‌آید آن دانای رازیاگر می‌آید آن دانای رازی
  7. بخش ۲۴ - متاع من، دل دردآشنای استمتاعِ من، دلِ دردآشنای است
  8. بخش ۲۵ - دل از دست کسی بردن ندانددل از دست کسی بردن نداند
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.