پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۱۴۴ - که گفت او را که آید بوی یاری؟

که گفت او را که آید بوی یاری؟

که داد او را امید نوبهاری؟

چون آن سوز کهن رفت از دم او

که زد بر نیستان او شراری؟

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۴۶ - بجلوت نی نوازیهای من بینبجلوت نی نوازیهای من بین
  2. بخش ۱۴۷ - بهرحالی که بودم خوش سرودمبهرحالی که بودم خوش سرودم
  3. بخش ۱۴۸ - شریک درد و سوز لاله بودمشریک درد و سوز لاله بودم
  4. بخش ۱۴۹ - هنوز این خاک دارای شرر هستهنوز این خاک دارای شرر هست
  5. بخش ۱۵۰ - بکوی تو گداز یک نوا بسبکوی تو گداز یک نوا بس
  6. بخش ۱۵۱ - ز شوق آموختم آن های و هوئیز شوق آموختم آن های و هوئی
  7. بخش ۱۵۲ - یکی بنگرد فرنگی کج کلاهانیکی بنگرد فرنگی کج کلاهان
  8. بخش ۱۵۳ - بده دستی ز پا افتادگان رابده دستی ز پا افتادگان را
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.