پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۱۴۷ - بهرحالی که بودم خوش سرودم

بهرحالی که بودم خوش سرودم

نقاب از روی هر معنی گشودم

مپرس از اضطراب من که با دوست

دمی بودم دمی دیگر نبودم

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۴۹ - هنوز این خاک دارای شرر هستهنوز این خاک دارای شرر هست
  2. بخش ۱۵۰ - بکوی تو گداز یک نوا بسبکوی تو گداز یک نوا بس
  3. بخش ۱۵۱ - ز شوق آموختم آن های و هوئیز شوق آموختم آن های و هوئی
  4. بخش ۱۵۲ - یکی بنگرد فرنگی کج کلاهانیکی بنگرد فرنگی کج کلاهان
  5. بخش ۱۵۳ - بده دستی ز پا افتادگان رابده دستی ز پا افتادگان را
  6. بخش ۱۵۴ - تو هم آن می بگیر از ساغر دوستتو هم آن می بگیر از ساغر دوست
  7. بخش ۱۵۵ - تو سلطان حجازی من فقیرمتو سلطان حجازی من فقیرم
  8. بخش ۱۵۶ - سراپا درد درمان ناپذیرمسراپا درد درمان ناپذیرم
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.