پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

قصاید السبعه

فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم

شمس و قمر ز پرتو رای محمدست

دنیا و آخرت ز برای محمدست

در شهر اندرون که درو جز خدای نیست

دل خانه ی حق است که جای محمدست

خورشید آسمان که جهان غرق نور اوست

یک ذره روشنی ز صفای محمدست

تا دیده ام لقای محمد بسان نور

در دیده ام همیشه لقای محمدست

در درج سینه گوهر ایمان نهاده ام

وین نیز هم ز بحر عطای محمدست

هر روز آفتاب که عام است فیض او

سرگشته در فلک به هوای محمدست

اول به راه شرع قدم نه که روز حشر

باشد رضای حق چو رضای محمدست

در حشر با سلوک رسولان برابرست

اعمال امتی که سزای محمدست

حیدر که در دهن شکر نعت می‌نهد

چون طوطیی ز بهر ثنای محمدست

ادامه‌ی قصاید السبعه

  1. فی تحمید الحمید المجید عز شانهبنده ام از جان خدایی را که او جان آفرید
  2. فی حمد باری تعالی جل جلاله و عم نوالهخالق اشیا که این دریای اخضر آفرید
  3. فی قدرة الله تعالی و صفاتهقادری کز قدرت این عالم پدیدار آورد
  4. فی حق الحق و ما فی شانه یصدققادرا، پاکا به درگاهت پناه آورده‌ام
  5. فی اوصاف الله و کمال ربوبیتهصانع بی‌چون که این عالم هویدا می‌کند
  6. فی عظمة الله و سلطانهپادشاهی که به شب خلق جهان را خواب داد
همه‌ی قصاید السبعه ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.