پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

قصاید

شمارهٔ ۳۲

کجائی ای رخ تو نوبهار باغ جمال

کجائی ای قد تو سرو بوستان وصال

کجائی ای گل خندان من دراین سرِ فصل

که باز بر گل خندان وزید باد شمال

ببین که سرو سهی از نسیم شد رقاص

نگر گه فاخته شد در چمن دگر قوال

کنون که ناله بلبل ز طرف گل برخاست

تنم ز درد فراق تو شد ز ناله چو نال

بیا و جان ز تن من ببر که جانت فدا

بیا و خون دل من بخور که خونت حلال

ز جان ملول نگردد مگر که بی رخ تو

به جان تو که دلم بی رُخت گرفته ملال

ز فرقت قد چون سرو تو شدم چو کمان

ز حسرت لب و دندان تو شدم چو خلال

به پرسش دل بیمار من خیال تو دوش

چو دید زار مرا خفته بر امید خیال

چو گفت هست دلت خوش، به زاریش گفتم

من از تو دور و دراین وقت خوشدلیست محال

کنون که لطف هوا اعتدال آن دارد

که ممکن است کزو جانور شود تمثال

تو جان جان منی در وفا روا نبود

که در غم تو رسد روز عمر من به زوال

ز بهر حفظ بقا چاره‌ای نمی‌دانم

اگر بماند هجران تو بدین منوال

که مدح خسرو پیوند عمر خویش کنم

که باد عمرش در خسروی هزاران سال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۴جاءالشتاء و مل الدجی ظل
  2. شمارهٔ ۳۵خدایگان سلاطین شهنشه اعظم
  3. شمارهٔ ۳۶که می برد ز من خسته دل به یار پیام
  4. شمارهٔ ۳۷کجاست آن صنم سرو قد سیم اندام
  5. شمارهٔ ۳۸شد چشم جهان روشن و جان‌ها همه خرّم
  6. شمارهٔ ۳۹بهشتی شد دگر عالم چو روی حور عین خرم
  7. شمارهٔ ۴۰شب وداع چو بنمود چرخ آینه گون
  8. شمارهٔ ۴۱چند در دل آتش سود ای جانان داشتن
همه‌ی قصاید ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.