پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

قصاید

شمارهٔ ۴

خواجه را گنج اگر درست زر است

سخن ما از او درست‌تر است

خواجه را باد گنج زر که مرا

از قناعت هزار گنج زر است

قسم خواجه مال و از ما علم

قسمت ما به حکمت قَدَر است

از ازل خواجه مال و خواسته خواست

که بدینش نهایت نظر است

ما هنر خواستیم و حقمان داد

که همه آرزوی ما هنر است

گنج خواجه درون خاک بود

گنج ما در درون سینه در است

خواجه را گنج در خطر از دزد

گنج ما را نه دزد و نی خطر است

گنج خواجه است پر ز بوک و مکر

گنج ما را نه بوک و نی مکر است

خواجه را گنج پر ز بیم و حذر

گنج ما را نه بیم و نی حذر است

خواجه از رنج گنج پنهانی

روز و شب در خیال و در فکر است

گنج خواجه به خاک پنهان بود

که بگفتند خواجه محتضر است

خواجه در خاک تیره بسپردند

گنج خواجه ز خاک تیره برَست

گنج زر زیر بود و خواجه زبر

خواجه اکنون به زیر و زر زبر است

منتظرهای مرگ خواجه کنون

هر یکی بر به هیکل دگر است

مرد دنیا همیشه در تشویش

باشد ار پادشاه تاجور است

راست گفت آنکه گفت هر کش مال

بیشتر نیز رنج بیشتر است

مرد دنیا به دوزخ است امروز

تا که فردا به خلد یا سقر است

شعر دیدی چو آهن و پولاد

که ز آب زلال صاف‌تر است

سخن دیگران بود ماده

به خلاف سخن مرا که نر است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶عمرت ای خواجه گرچه بر گذر است
  2. شمارهٔ ۷واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است
  3. شمارهٔ ۸نرگس مست تو را باز خماری دگر است
  4. شمارهٔ ۹باده سرجوش و جام لب به لب است
  5. شمارهٔ ۱۰ - دربارهٔ بی‌بی عالم، همسر شاعرشکسته‌زلف بتی مست در سرای من است
  6. شمارهٔ ۱۱باغ چون مسند سلیمان شد
  7. شمارهٔ ۱۲ - خطاب به ملایوسف متخلص به محویدر این تن هردم آید جان دیگر
  8. شمارهٔ ۱۳هر که را دانش و کنش شد یار
همه‌ی قصاید ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.