پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

قصاید

شمارهٔ ۲

زلف سنبل مگر امروز به تابی دگر است

در رخ لاله و گل رونق و آبی دگر است

در چمن بود همه روز ترشح ز سحاب

مگر امروز ترشح ز سحابی دگر است

بر سر جوی و لب آب بود موج و حباب

نیز در ساغر می موج و حبابی دگر است

مطرب آورده بسی ضرب به آهنگ رباب

نغمهٔ مرغ سحر چنگ و ربابی دگر است

دل صاحب‌ نظر و نرگس مست تو خراب

زیر هر شاخه گل مست و خرابی دگر است

چشم مخمور تو را با لب خاموش حبیب

هردم از لطف سؤالی و جوابی دگر است

میچکد از ورق غنچه نشگفته گلاب

در رخ یار که خوی کرده گلابی دگر است

دامن دشت و چمن گشته پر از در خوشاب

درج یاقوت تو را در خوشابی دگر است

با همه دلشدگان گرچه عتاب است و خطاب

با من خسته عتابی و خطابی دگر است

با لعب لعل تو دارم بیکی بوسه حساب

با رخ و زلف توام باز حسابی دگر است

بدو بوسه که بمن دادی کردی دو ثواب

به کنار آی که این نیز ثواب دگر است

ما که در مدرسه خواندیم بسی علم وکتاب

دفتر عشق بتان نیز کتابی دگر است

گرچه لبریز شراب است قدحهای بلور

در قدحهای گل و لاله شرابی دگر است

لب معشوق و می از دست بتصویر عذاب

نتوان داد که این نیز عذابی دگر است

از کف دوست گرفتیم بسی باده ناب

لیک در لعل لبش باده نابی دگر است

رند و زاهد همه در مستی خوابند و خیال

این بخوابی دگر آن نیز بخوابی دگر است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴خواجه را گنج اگر درست زر است
  2. شمارهٔ ۵گفت زاهد ز عمر و عمار است
  3. شمارهٔ ۶عمرت ای خواجه گرچه بر گذر است
  4. شمارهٔ ۷واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است
  5. شمارهٔ ۸نرگس مست تو را باز خماری دگر است
  6. شمارهٔ ۹باده سرجوش و جام لب به لب است
  7. شمارهٔ ۱۰ - دربارهٔ بی‌بی عالم، همسر شاعرشکسته‌زلف بتی مست در سرای من است
  8. شمارهٔ ۱۱باغ چون مسند سلیمان شد
همه‌ی قصاید ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.