پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۱۴ - تعریف نورباغ

بهشت جاودانی نورباغ است

که این معموره را چشم و چراغ است

چنارش دست بر دل می‌گذارد

دماغ ناز سرو و گل ندارد

نباشد لاله را پیش گل آن حال

که پوشد از ته دل، جامه آل

کف تاکش مگر مغز خود افشرد؟

که حسن پنجه خورشید را برد

شکسن شاخ را دل کی دهد بار؟

هوا گو مومیایی را نگه دار

نسیمش کز رطوبت نیست خالی

شکسته شیشه بی‌اعتدالی

تعالی الله چه باغ دلپسندست

که از سروش قیمات‌ها بلندست

بود خاکش عبیر طره حور

ازین گلزار بادا چشم بد دور

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۱۶ - تعربف تالاب صفاپوربود جام جهان‌بین گرچه پرنور
  2. شمارهٔ ۱۷ - تعریف ورود شاهجهان به کشمیرکند طاووس کشتی بر هما ناز
  3. شمارهٔ ۱۸ - تعریف چشمه اچولاگر عمر ابد خواهی در ایام
  4. شمارهٔ ۱۹ - تعریف باغ بیگم‌آبادچو آمد سوی باغ بیگم‌آباد
  5. شمارهٔ ۲۰ - تعریف باغ آصف‌آبادچو آمد سوی باغ آصف‌آباد
  6. شمارهٔ ۲۱ - تعریف چشمه ورناکخَضِر سرچشمه ورناک جوید
  7. شمارهٔ ۲۲ - صدای سروش برای ثناگستری چمن کشمیرمرا این نغمه مالد دم به دم گوش
  8. شمارهٔ ۲۳ - در تعریف پیرپنجالدر باغ بهشت است این که الحال
همه‌ی مثنوی‌ها ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.