پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۵۵

این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد

دل من برد و ره خون زد و دیده بگشاد

دل من برد بگفتار دل آزار بتی

که همه فعلش بند است و همه قولش داد

بجفا کردن راد است و بدل دادن زفت

بوفا کردن زفتست و بدل بردن راد

بدهم گفت بتو جان و دل و غم ندهم

این پذیرفت و بداد آن پذیرفت و نداد

از میان همه این خیل بد و دادم دل

از میان همه این قوم بدو بودم شاد

ندهد دل بمن آن ماه و ز من خواهد دل

ندهد داد من از جور و ز من خواهد داد

مهربان بود ندانم ز من او را چه رسید

دادگر بود ندانم که مر او را چه فتاد

که یکی روز بدرویش همی نارد مهر

که یکی ساعت از داد همی نارد یاد

هرگز اوراست ندارد که منم شیفته دل

دل او چون دل من شیفته و تافته باد

که هرانکس که دل اندر کف معشوق نهد

بهمه جور و جفا گوش ببایدش نهاد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۷آن را که همی جست و دلم بخت بمن داد
  2. شمارهٔ ۵۸تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
  3. شمارهٔ ۵۹هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
  4. شمارهٔ ۶۰شد اسیر آن بت کو دلبر و جنگ آور بود
  5. شمارهٔ ۶۱ای آنکه همیشه دل تو رادی جوید
  6. شمارهٔ ۶۲ملکا کار تو بسامان باد
  7. شمارهٔ ۶۳خدایگانا چرخ برین زمین تو باد
  8. شمارهٔ ۶۴مخالفان ترا گردن ای ملک زده باد
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.