پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۵۷

آن را که همی جست و دلم بخت بمن داد

اکنون بستاند دلم از ناز و طرب داد

از بخت بد آزادم و از یار بشادی

شاد است بمن همچو من آن ماه پریزاد

گر شادم از آن یار وفادار عجب نیست

گز یار وفادار همه خلق بود شاد

گر لاله و شمشاد نروید بجهان نیز

بس باد مرا زلف و رخش لاله و شمشاد

تا من بزیم قصه نوشاد نخوانم

کز دیدن او مجلس من گشت چو نوشاد

چون آهن و پولاد قوی بود جدائی

از تف دلم نرم شد آن آهن و پولاد

بی یار نباشد تن من نیز بزاری

بیمن نبود نیز دل خسته بفریاد

دیگر نکشد بنده ای آزار ز من نیز

اکنون که من از بند جدائی شدم آزاد

غم خوردم بل عاقبت کارنکو گشت

همواره مرا عاقبت کار چنین باد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۹هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
  2. شمارهٔ ۶۰شد اسیر آن بت کو دلبر و جنگ آور بود
  3. شمارهٔ ۶۱ای آنکه همیشه دل تو رادی جوید
  4. شمارهٔ ۶۲ملکا کار تو بسامان باد
  5. شمارهٔ ۶۳خدایگانا چرخ برین زمین تو باد
  6. شمارهٔ ۶۴مخالفان ترا گردن ای ملک زده باد
  7. شمارهٔ ۶۵هرکه را دهر از عمادالدین بدل دوری دهد
  8. شمارهٔ ۶۶مرا رنج بسیار و کم روزگار
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.