پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

قصاید

شمارهٔ ۲۹ - فی المدیحه

ملکا تنت ز جان آمده جانت از خرد است

اورمزدی تو و فرخنده سپندارمذست

شادمان بنشین و ز دست دلفروز بتان

باده بستان که جهان با دل خصمانت بداست

وعده عمر تو از یزدان صدبار ده است

وعده ملک تو از باری ده بار صداست

بخت فیروز تو پاینده تر است از که قاف

بخت خصمان تو چون آب میان سبد است

در بر بخشش تو بخشش پرویز هبا

بخوشی لفظ تو دستان زدن بار بداست

دشمن خود بود آنکس که بود دشمن تو

آن کجا دوست ترا دوست تن و جان خوداست

بزمی بر تو چنانی که بگردون بر مهر

بجهان در تو چنانی که بجان در خرد است

هست مقراضی منسوج بچشم تو چنان

که بچشم دگران کهنه پلاس نمداست

بهمه کاری توقیع همی زن که فلک

بهمه کار تو تا محشر توقیع زد است

هرکه او دست بکین تو فشاند شب و روز

بر تن و جانش ز بخت بد دائم نکداست

باد چندانت به پیروزی در ملک بقا

که به آفاق درون مرد و زن و دام و دد است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )آباد بر این بر که و این طارم آباد
  2. شمارهٔ ۳۲ - در مدح ابوالمعمرآمد نوروز و گشت مشگ فشان باد
  3. شمارهٔ ۳۳ - در مدح ابوالحسن علی لشکری در عید اضحیای نگار خند خندان یک زمان با من بخند
  4. شمارهٔ ۳۴ - فی المدیحهای خداوندی که یزدان خاصت از داد آفرید
  5. شمارهٔ ۳۵ - در مدح میر ابونصر مملانبه ابروان چو کمانی به زلفگان چو کمند
  6. شمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمعمرببین آن روی اگر بر سرو بستانت قمر باید
  7. شمارهٔ ۳۷ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )تا ز آمدن دوست بر من خبر آمد
  8. شمارهٔ ۳۸ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهرچون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود
همه‌ی قصاید ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.