پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

مقطعات

شمارهٔ ۴

درویش، که حرف او بصورت پنجست

هریک بمثابه ای که بیش از پیشست

دالست دلیل آنکه با درد بساز

گر بر تن تو هر سو مو صد نیشست

را، روی و ریا مکن، که این روی و ریا

رسوایی بیگانه و رنج خویشست

و اوست وداع غیر مولی کردن

وین کار چنین کار یکی بی خوشست

یا، یک دل و یک رنگ شو اندر ره عشق

یکتا نشود، هر آنکه او با خویشست

شین، آنکه کند شکر و شکایت نکند

وندر پی خصم خویش نیک اندیشست

آنرا که چنین پنج خصایل دادند

دریاب و درو گریز کو درویشست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶خدمت بی دوستی را قدر و قیمت هست نیست
  2. شمارهٔ ۷در همه بابی سخن را داد داد
  3. شمارهٔ ۸سید رهروان دین طیفور
  4. شمارهٔ ۹نصب کردست مرا دوست برفع سخنی
  5. شمارهٔ ۱۰مرا علم ازل در سینه دادند
  6. شمارهٔ ۱۱شاه رستم را درودی میفرستم با سلام
  7. شمارهٔ ۱۲گر نگویم دگر بخواهد گفت
  8. شمارهٔ ۱۳یا رب، بحق لطفت کو جان عاشقان را
همه‌ی مقطعات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.