پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

مقطعات

شمارهٔ ۱۱

شاه رستم را درودی میفرستم با سلام

زانکه کس رامثل او فرزند فرزندی نبود

میر رستم، شه محمد، شاه روحانی صفت

رفت ازین ویرانه و تن برد تا دار خلود

دید جنت با هزاران فر و زیب آراسته

میل ازین عالم برید و اندر آن عالم فزود

یا الهی، جان پاکش را بجنت شاد دار

یا غیاث المستغیثین، در خلود و در شهود

روی پنهان کرد و پنهان شد ز ما آن نور چشم

سال اندر هشتصد و سی و سه بد کین رو نمود

با وجود جاه و حرمت علم می جست ازاله

آشنای یار گشت و نور عرفانش ربود

هرکجا ذکر تو می‌گویند در افواه خلق

قاسم خسته روان می‌راند از دیده دو رود

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳یا رب، بحق لطفت کو جان عاشقان را
  2. شمارهٔ ۱۴مرا گفتی که : قول پیر تسلیم
  3. شمارهٔ ۱۵خداوند داننده دستگیر
  4. شمارهٔ ۱۶اشتیاقم به ملاقات تو چندان که مپرس
  5. شمارهٔ ۱۷گر ببینی عارفی یا طالبی
  6. شمارهٔ ۱۸صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکر بدوام
  7. شمارهٔ ۱۹تجلی می‌کند شاهد پس از چندین عجب بر ما
  8. شمارهٔ ۲۰عقل کل، نفس کل، طبیعت کل
همه‌ی مقطعات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.