پرش به محتوای اصلی
قائم مقام فراهانی قائم مقام فراهانی

جلایرنامه

بخش ۷

امام و پیشوا در خنده افتاد

دو لعلش در سخن تابنده افتاد

که مقصود تو با انجاح ماضی است

ولیعهد ازمحمدشاه راضی است

نگوید با پدر جز راست هرگز

نه منصب، نه حکومت، خواست هرگز

ولیعهد اربه او ملکی سپارد

طمع در ملک همسایه ندارد

نشوراند به حاکم‌ها رعیت

نخواهد بر مسلمانان اذیت

نه مفسد را دهد پول زیادی

که خیزد قتل و آشوب و فسادی

ندارد پول اگر دارد همین است

که در راه کرور هشتمین است

از این رو کار او خوب است دایم

قرین با هر چه مرغوب است دایم

چه گل‌ها کز مراد خود بچیند

به دنیا و به عقبی بد نبیند

ادامه‌ی جلایرنامه

  1. بخش ۹جلایر زان شدیدالجوله آید
  2. بخش ۱۰جلایر مرکب رهوار دارد
  3. بخش ۱۱جلایر سر به جیب فکر برده
  4. بخش ۱۲جلایر نیز اگر طماع باشد
  5. بخش ۱۳جلایر چون گذارش بر ری افتاد
  6. بخش ۱۴جلایر رفت و بر خود کرد واجب
  7. بخش ۱۵جلایر شرح دیگر را بیان کن
  8. بخش ۱۶جلایر کن دعا این انجمن را
همه‌ی جلایرنامه ←

قائم مقام فراهانی درباره‌ی قائم مقام فراهانی

سید ابوالقاسم قائم مقام (زاده ۱۱۵۸ خورشیدی در مهرآباد اراک - درگذشته ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران) مشهور به قائم مقام فراهانی صدر اعظم ایران، سیاستمدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران زمین در عرصهٔ حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمهٔ اول قرن سیزدهم هجری بود. وی در زمان فتحعلیشاه در دستگاه ولیعهد او عباس میرزا صاحب مقام...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.