پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - گریز این قصیدهٔ د‌ر نسخهٔ دیگر به‌ نام امیر دیوان میر‌زا نبی خان ‌دیده شد لهذا از محل تغییر تحریر شد

ای طرهٔ مشکین تو با مشک پسرعم

ای خال تو با مردمک دیده برادر

بی‌رابطه آن یک را عودست همی خال

بی‌واسطه این یک را عنبر شده مادر

رخسار تو در طلعت حوریست بهشتی

گر حور بهشتی بود از مشکش معجر

هر رنگ‌ که در‌ گیتی در روی تو مدغم

هر سحر که در عالم در چشم تو مضمر

زودست ‌کز آن اشک شود عاشق رسوا

زودست‌کز آن فتنه برآشوبدکشور

ای ترک یکی منع دو چشمان بکن از سحر

ارنه رسد آسیبت از میر مظفر

سالار نبی رسم و نبی اسم که شخصش

از فضل مجسم بود از جود مخمر

تیغش به چه ماند به یکی سوزان آتش

عزمش به چه ماند به یکی پران صرصر

زان ‌یک زند آندم همه گر چوب و اگر سنگ

این یک همی از سنگ برون آرد آذر

خنگش به چه ماند به یکی باد سبک‌سیر

گرزش به چه ماند به یکی کوه گرانسر

رمحش به چه ماند به یکی نخل‌که ندهد

در وقعه به جز از سر دشمنش همی بر

درکشتی اگر آیت حزمش بنگارند

حاجت نبود درگه طوفانش به لنگر

دولت شده بر چهر دلارایش شیدا

صولت شده بر شخص توانایش چاکر

آنجا که بود کاخ جلال وی و گردون

آن سطح محدب بود این سطح مقعر

بخشنده کف رادش چندان که تو گویی

در حوزهٔ او گشته ضمین رزق مقدر

ابنای زمان را در او کعبهٔ حاجت

از بس که همی سیم بر افشاند و گوهر

مسکین نرودش از در جز با دل خرم

زایر نشودش از بر جز با کف پر زر

بالاست همی بختش و افلاک بود دون

روشن بودش رای و خورشید مکدر

خواهم چو همی مدحت خلقش بنگارم

ننگاشته چون باغ ارم گردد دفتر

آزاده امیرا سوی این نظم نظر کن

کاید ز قبول تو یکی تافته اختر

خلاق سخن ‌گر نبود مردم به یکدم

چندین گهر از طبع برون نادر ایدر

تا آنکه چو خورشید به برج حمل آید

شام سیه و روز سپیدست برابر

اعدای ترا تیره چو شب باد همی روز

احباب تو را شب همه چون روز منور

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویدبستم به عزم پارس چو از ملک ری ‌کمر
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانیکای ‌همچو ابر جود تو فایض به خشک و تر
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - د‌ر تغزل و تشبیببس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمه‌سلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراهبه هر بهار گُل از زیر گِل برآرد سر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گویدپیک دلارام دی درآمدم از در
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - د‌ر ستایش و‌زیر بی‌‌نظیر کهف‌الادانی و الاقاصی جناب حاجی آقاسی گویدچو حسن تربیت ‌گردد قرین با پاکی ‌گوهر
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گویدچو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرین‌پر
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - ‌در ستایش امیرکبیر و وزیر بی‌نظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراه‌گویدچو عید آمد و ماه صیام ‌کرد سفر
همه‌ی قصاید ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.