پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - د‌ر تغزل و تشبیب

بس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر

یارب چکند یک دل با این همه دلبر

آن‌ می‌بردش از چپ‌ و این می‌کشد از راست

مسکین‌دلکم مانده در این‌کشمکش اندر

گه می‌کشدش این به دو ابروی مقوس

گه می‌کشدش آن به دو گیسوی معنبر

این می‌کندش صید بدو تافته چوگان

آن می‌نهدش قید به دو بافته چنبر

این می‌کشدش گه به رخ از ابرو شمشیر

آن می‌زندش‌ گه به تن از مژگان خنجر

گاهی غمش از شوق سرینی شده فربه

گاهی تنش از عشق میانی شده لاغر

گه تاب برد آن یکش از تاب دو سنبل

گه خواب برد آن یکش از خواب دو عبهر

گه می‌چرد از زلف بتی سنبل بویا

گه می‌خورد از لعل لبی قند مکرر

مسکین‌ دلکم راکه خدا باد نگهدار

خود را نتواند که نگهدارد در بر

بیند لب آن را لبش از غصه شود خشک

بیند رخ این را رخش از گریه شود تر

گه طرهٔ آن بیند و اندوه‌ کند ساز

گه غرهٔ این بیند و فریاد کند سر

گه موی مهی بیند بر روی پریشان

از مویه به خود پیچد چون موی بر آذر

گه خال بتی بیند چون عود بر آتش

واهش ز درون خیزد چون دود ز مجمر

چون تاب ‌گهی جای ‌کند در شکن زلف

چون خال‌ گهی پای نهد بر رخ دلبر

من این دل سودازده بالله که نخواهم

بیرون ‌کشمش با رگ و با ریشه ز پیکر

بفروشمش ار کس خرد از من به زر و سیم

کامروز همم سیم به ‌کار آید و هم زر

ور کس به زر و سیم دل از من نستاند

بشتابم و سوداکنمش با دل دیگر

نی‌نی غلطم کس دل دیوانه نخواهد

دیوانه بود هرکه به دیوانه‌کند سر

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گویدپیک دلارام دی درآمدم از در
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - د‌ر ستایش و‌زیر بی‌‌نظیر کهف‌الادانی و الاقاصی جناب حاجی آقاسی گویدچو حسن تربیت ‌گردد قرین با پاکی ‌گوهر
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گویدچو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرین‌پر
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - ‌در ستایش امیرکبیر و وزیر بی‌نظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراه‌گویدچو عید آمد و ماه صیام ‌کرد سفر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش امیر با احتشام عزیز خان سردار کل نظام فرمایدخرم بهار من‌که ز عیداست تازه‌تر
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمد‌شاه غازی طاب‌الله ثراه گویددر شب عید آن سمن عذار سمن‌بر
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - د‌ر ستایش مهد کبری و ستر عظمی کافلهٔ‌الملک عاقلهٔ‌الدوله مام پادشاهدلکا هیچ خبر داری‌ کان ترک پسر
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش شاهزاده رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه و تخلص به معراج نبی صلعم گویددو سال بیش ندانم‌گذشت یاکمتر
همه‌ی قصاید ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.