پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - من افکاره العالی

دی آمد از در من آن دلفریب پسر

افکنده دام بلا زلفش به روز مطر

بودی به رنگ قمر رخشنده چهره او

نه ‌کی ز سرو روان تابیده جرم قمر

بر سرو قامت او افتاده همچو کمند

پرحلقه سلسله‌یی همرنگ مشک تتر

حاشانه مشک تتر هرگزکه از بر سرو

چندین شکنج و شکن سر داده یک به دگر

گفتی دوهندوی مست‌گردیده ازپی لعب

آسیمه‌سار و نگون آون ز شاخ شجر

یا نی دو مار سیه آسیمه سارودمان

دارد به سایهٔ سرو از آفتاب‌گذر

یا نی دو دزد دغل پی برده‌اند به‌گنج

از بهر غارت سیم یازیده دست ظفر

آری نگار ختن دارد ز سیم سرین

گنجی نهفته همی بیغش به زیر کمر

دارند خلق جهان ازگنج فربه او

از غصه‌ کو به دل از ناله دست به سر

وان ترک تنگ دهان از بس بخیل بود

پیوسته منع ‌کند آن سیم را زنفر

غافل‌ که سیم خود ار بر مستحق دهد

از بذل سیم شود نامش به دهر سمر

ای‌کاش نقره ی او بودی مرا که همی

می‌داد می‌ که مرا گردد فزوده خطر

باری به خلوت من آن غارت دل و دین

چون در رسید ز راه چون برگزید مقر

گفتم بیا صنما ای‌کز فروغ رخت

روشن شدست مرا دیوار و خانه و در

خواهم‌که بوسه زنم بر تنگ شکر تو

تا کام و لب ز لبت شیرین‌ کنم به مگر

خندید وقت ولی از روی عادت و رسم

نشنیده‌ام‌ که دهد کس بوسه بر به شکر

ویژه ز بس‌ که لطیف این شکری‌ که مرا

بگدازد ار کندی بر در نسیم‌ گذر

کی احتمال‌کند دمهای سرد ترا

کامد به نزد خرد از زمهریر بتر

یک ره در آینه بین بر خلق منکر خود

تا دانی آنکه ترا باشد چگونه سیر

چندانکه هست ترا پروای خدمت من

باشد اضافه مرا از صحبت تو حذر

گر میل صحبت من داری و بوس و کنار

ایدون به نقد بزن دستی به‌کیسهٔ زر

کام از لب و دهنم بی‌زر کسی نستد

ها زر بیار و فزون زین عرض خود بمبر

گفتم بلای نپسندی ار به بلا

جانم ز سر بهلا این عجب و کبر و بطر

هر چند کیسه و جیب از زر تهی بودم

دارم ز نظم دری آماده‌ گنج و گهر

گفتا که ‌گنج و گهر گر باشدت بفروس

آنگه به مشت زرم این ‌گنج سیم بخر

ور نه مخار زنخ‌ کوتاه ساز سخن

دانی‌که شاخ هوس‌ک‌ب را نداده ثمر

قاآنیا جوِ زر در چشم سیمبران

صد ره ‌گزیده ترست از صد هزار هنر

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - د‌ر منقبت هژبرالسالب اسد الله الغالب علی‌بن بیطالب علیه السّلام و فتح قلعه خیبر گویدسحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحر
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع ثانیمباش غره دلا در جهان به فضل و هنر
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گویدسه هفته پیبشرک زین شبی به ماه صفر
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع ثانیزهی‌گرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - من نتایج طبعهسیه زلف از بر آن چهر دلبر
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ - در ستایش امیر الامرا‌ٔ العظام نظام ا‌لدوله حسین ‌خان دام ‌مجده ا‌لعالی حکمران فارس فرمایدشادان رسید دوش نگارینم از سفر
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی طاب‌ا‌لله ثراه‌ گویدشباهنگام ‌کز انبوه اختر
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در ستایش وزیر بی‌نظیر حاج میرزا آقاسیشب‌ گذشته ‌که همزاد بود با محشر
همه‌ی قصاید ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.