پرش به محتوای اصلی
نعیم فراشری

دیوان تخیلات

بخش ۴ - شکوفه

مدتی کاین مهر بالای مُنیر

وین زمین و ماه هم بودند اثیر

وان زمان، که شمس و ماه و این زمین

دود بودند و تنی شد آتشین

شد زمین و مه جدا از آفتاب

دور شد مه هم ز پهلوی تراب

هر یکی زیشان گشت اندر فضا

اختری پر تاب و پر نور و ضیا

شد نمایان بعد از آن این خاکسار

آب و برگ و جان‌ورانِ بی‌شمار

ای شکوفه، تو کجا بودی نهان

تا بدان دور و بدان کار زمان

ادامه‌ی دیوان تخیلات

  1. بخش ۶ - صبر و امیدای زمان رفته! حسرت پروری
  2. بخش ۷ - ماهاز کجا می‌آیی با چندین شکوه
  3. بخش ۸ - عشقای فروغ عشق! بی تو زیستن
  4. بخش ۹ - فلسفهبامدادان که زمین و آسمان
  5. بخش ۱۰ - زمستاناین جهان آیا چرا ویران شده است؟
  6. بخش ۱۱ - بر مزار خواهران و برادرانای گل‌ تر بلبلان را ترک کُن
  7. بخش ۱۲ - آفتاباختران با یکدیگر غمزه کنان
  8. بخش ۱۳ - بر لب جویجویبارا! دلنواز آواز تو
همه‌ی دیوان تخیلات ←

درباره‌ی نعیم فراشری

نام کامل او محمد نعیم فراشری است. در سرزمین آلبانی در سال ۱۲۶۲ ق ( ۱۸۴۶ م)، در یک خانوادهٔ سرشناس و مسلمان فرهنگ‌پرور نامدار، زاده شد. نام پدرش خالد بیک بود و مادرش امینه دختری از خانوادهٔ ریشه‌دار و قدیمی اصیل آلبانیایی و از نوادگان الیاس بیک بود. الیاس بیک در آلبانی زاده شد و در لشکری‌های مراد دوم در قرن پانزدهم میلا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.