پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مشرق الانوار

بخش ۲۰ - عود به مقام الغرض

چون پیک شاه چین رسید

دَم ببستم چندی از گفت و شنید

مدتی بگذشت که افتادم ز جوش

طوطی نُطقم شد از گفتن خَموش

چند گاهی لب فروبستم ز گفت

مرغِ طبعِ تشنۀ نطقم بخفت

ای عجب این تشنه را، کی خواب بُرد

چون ز مُستَسقی، هوای آب بُرد

من ندیدم تشنگی خواب آورد

خواب آرد تشنگیِّ بی‌خرد

بوالعجب تر آنکه سیرابم نمود

صد هزاران، دجله در خوابم نمود

من که بودم، مات شطرنج سراب

صد هزاران دجله دیدم پر ز آب

من که می‌جوشیدم از، عشق سراب

آب دیدم خویش افکندم در آب

پخته را گویند دیگر جوش نیست

مست را آداب عقل و هوش نیست

من همی‌گویم که آبم سرد کرد

ماهی از آب، آری آساید ز درد

مِهر نور افزا، مَه طبعم گرفت

خور برآمد، جلوۀ شمعم گرفت

چون حجاب، آئینه‌ی طبعم ربود

پیرِ دل آگاه، آگاهم نمود

با من از روی کَرم، گفت ‌این پیام

از زبان شاه که خَلّالکلام

ادامه‌ی مشرق الانوار

  1. بخش ۲۲ - فی آداب السُلوکرو از این خودبینی استغفار کن
  2. بخش ۲۳ - فی السکوت و العزلةلب ببند و گوشۀ خلوت گزین
  3. بخش ۲۴ - اقسام الکلاممَر تکلّم راست اقسام چهار
  4. بخش ۲۵ - فی اِغتِنام الفُرصَةچون بنای عمر نبود پایدار
  5. بخش ۲۶ - پرسش نمودن مردی از حضرت عزرائیل، گاهِ مردن خود را، و پاسخ او که اکنون نگویم پیش از آن هنگام، پیکی فرستم و ترا بیاگاهانماین بخاطر دارم از عهد صِغر
  6. بخش ۲۷ - در خواست نمودن نبیی از حق تعالیحق تعالی را نبیی این ‌سؤال
  7. بخش ۲۸ - فِی الْخَبَرِ الْمُعْتَبَر، مِمَّا یَجْرِی عَلَی الْمُحْتَضَرِ وَ فِیهِ عِبْرَةٌ لِمَنْ اِعْتَبَرَ ترجمه: «در خبری معتبر آمده است، از آنچه بر شخص در حال احتضار (در حال مرگ) می‌گذرد، مطالبی آمده است که در آن برای کسانی که عبرت می‌گیرند، درس عبرتبشنو از من این حدیث معتبر
  8. بخش ۲۹ - دیوانگی بُهلول عاقلدید شخصی روزی آن‌ بُهلول را
همه‌ی مشرق الانوار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.