پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

به جان تا شوق جانان است ما را

چه آتش‌ها که بر جان است ما را

بلای سختی و برگشته بختی

از آن برگشته مژگان است ما را

از آن آلوده دامانیم در عشق

که خون دل به دامان است ما را

حدیث زلف جانان در میان است

سخن زان رو پریشان است ما را

چنان از درد خوبان زار گشتیم

که بیزاری ز درمان است ما را

ز ما ای ناصح فرزانه بگذر

که با پیمانه پیمان است ما را

ز بس خو با خیال او گرفتیم

وصال و هجر یکسان است ما را

سر کوی نگاری جان سپردیم

که خاکش آب حیوان است ما را

شبی بی روی آن مه روز کردن

برون از حد امکان است ما را

گریبان تو تا از دست دادیم

اجل دست و گریبان است ما را

به غیر از مشکل عشقش فروغی

چه مشکل‌ها که آسان است ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵نگارم گر به چین با طرهٔ پرچین شود پیدا
  2. غزل شمارهٔ ۶مکن حجاب وجودت لباس دیبا را
  3. غزل شمارهٔ ۷زره ز زلف گره گیر بر تن است تو را
  4. غزل شمارهٔ ۸گر باغبان نظر به گلستان کند تو را
  5. غزل شمارهٔ ۹کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰گر در شمار آرم شبی نام شهیدان تو را
  7. غزل شمارهٔ ۱۱من که مشتاقم به جان برگشته مژگان تو را
  8. غزل شمارهٔ ۱۲دوش به خواب دیده‌ام روی ندیدهٔ تو را
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.