پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳ - مخترع

به خوبی شد چنان آن سیم بر شوخ

که در خوبان چو او نبود دگر شوخ

چسان هوشم به جا ماند که هستند

دو چشم مستت از هم بیشتر شوخ

ترا شوخی چنان باشد که باشد

به تمکین تر کسی پیش تو هر شوخ

نگیرد دل بآن ظالم ز بیداد

ز شوخی مانده کشتن نیست بر شوخ

چه تسکین یابد از پند پدروار

که بیحد هست آن زیبا پسر شوخ

بهر صورت مرا دیوانه دارند

پری رویان به تمکینند اگر شوخ

بود فانی هلاک جان پیران

اگر افتاد طفل سیمبر شوخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵ - در طور خواجهصبح چون رایت به فرق خسرو خاور کشید
  2. شمارهٔ ۱۲۶ - تتبع خواجهسر وحدت که درو خلوتیان حیرانند
  3. شمارهٔ ۱۲۷ - تتبع خواجههر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند
  4. شمارهٔ ۱۲۸ - تتبع خواجهباد با طره دلدار بهر تار چه کرد
  5. شمارهٔ ۱۲۹ - تتبع میربوی شراب عشق تو بیهوشی آورد
  6. شمارهٔ ۱۳۰ - تتبع خواجهمرا دل از خرابات مغان بیرون نخواهد شد
  7. شمارهٔ ۱۳۱ - تتبع خواجهبیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کرد
  8. شمارهٔ ۱۳۲ - تتبع خواجهدوش در میخانه جانان همدم عشاق بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.