پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵ - مخترع

اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست

چه مردمی متوقع بود ز کافر مست

مرا که مرغ دل از قید دام فارغ بود

به حلقه موی یکی طره شد دگر پا بست

چو نخل قد تو در باغ سینه بنشاندم

به سینه تیر تو چون نخل دیگرم ننشست

خودی فروخته رندان می مغانه خرند

نه خود پرست چو شیخ است رند باده پرست

ز اوج میکده نایم به بام چرخ فرو

که همتم نکند میل سوی منزل پست

ز دست مغبچه می نوش سازم ای زاهد

که هست کوثر و حور این دو در جهان گر هست

به باده هستی خود را بشوی ای فانی

که از هزار بلا رست آنکه از خود رست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ - در طور خواجهصبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت
  2. شمارهٔ ۱۱۸ - مخترعسیم خوش باشد که سازی با حریف ساده خرج
  3. شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجهکسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج
  4. شمارهٔ ۱۲۰ - مخترعنسیم صبح نمود از تغار صهبا موج
  5. شمارهٔ ۱۲۱چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح
  6. شمارهٔ ۱۲۲ - تتبع خواجهچون حیات‌آساست روشن روزگارم از قدح
  7. شمارهٔ ۱۲۳ - مخترعبه خوبی شد چنان آن سیم بر شوخ
  8. شمارهٔ ۱۲۴ - مخترعبود گرچه جام می لاله‌گون تلخ
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.