پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰ - ایضا له

گاه خندیدن لبت آب حیات و قند ریخت

نطق شیرین روانت هم بدان مانند ریخت

رسم مردن شاید ار روزی ز عالم برفتد

جان شیرین بس که زان لب‌های شکرخند ریخت

تا شنیدم بسته‌ای با مدعی پیوند و عهد

زین سخن یکبارگی پیوندم از پیوند ریخت

در غم یوسف رخی چون گریه من خود نبود

گرچه اشک خونفشان یعقوب هم یکچند ریخت

بهر منع باده لعلت یکی در گوش نیست

قیمتی درها که شیخ نکته دان از پند ریخت

رست فانی از خمار امید کوثر باشدش

هر که جامی بهر آن مخمور حاجتمند ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ - تتبع مخدومیخط بر فراز لعل تو از مشک ناب چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۱۳ - تتبع شیخباشدم خرمی از هر چه درین عالم ازوست
  3. شمارهٔ ۱۱۴ - تتبع مخدوم در طور خواجهبیا که پیر مغان در سبو شراب انداخت
  4. شمارهٔ ۱۱۵ - مخترعاگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست
  5. شمارهٔ ۱۱۶ - در طور خواجهبیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساخت
  6. شمارهٔ ۱۱۷ - در طور خواجهصبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت
  7. شمارهٔ ۱۱۸ - مخترعسیم خوش باشد که سازی با حریف ساده خرج
  8. شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجهکسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.